من کیستم ؟!

حکایت از یاد رفته ای ،

تصویری از جوانیِ بر باد رفته ای ،

صید ز دست رفته ی سربار زندگی ،

با پای خویش در پی صیاد رفته ای ،

من کیستم ؟  زکوی مرادی که جای توست

ناشاد باز آمده ای شاد رفته ای

در شوره زار هجر تو محبوس مانده ای

در گلشن خیال تو آزاد رفته ای

کی دیده چشم کس به خرابات عاشقی

چون من خراب آمده آباد رفته ای